افلاطون و ورود به مناسبات سیاسی
برخی از پژوهشگران هر نوع طرح یا عملکرد سیاسی از افلاطون را سلب میکنند. به زعم آنان، طرح مدینۀ فاضله¹ یک آزمایش ذهنی بوده است و البته افلاطون هیچگاه، جز پرورش و تربیت نفس، موافق سیاستورزی نبوده است. اما شواهد تاریخی نشان میدهد آکادمی² صرفاً محل نظریهپردازی و پرورش نفس نبوده است و اعضای آن در شبکۀ مناسبات سیاسی یونان باستان دخیل بودند. نمیتوان گفت آکادمی افلاطون صرفاً الگویی برای تربیت نفس یا برنامههای تربیتی و آموزشی بوده است.
چنانکه پلوتارخ³ گزارش میکند، افلاطون شاگردان خود را برای ایجاد تغییر در نظامهای سیاسی به شهرهای یونانی اعزام میکرد. پلوتارخ میگوید افلاطون آریستونومس⁴ را نزد آرکادیاییها⁵ میفرستد تا قانون اساسی آنان را سامان دهد. او همچنین فردی به نام فورمیون⁶ را نزد اهالی الئا⁷، و مندموس⁸ را نزد اهالی پیرها⁹ برای اصلاحات سیاسی میفرستد. علاوه بر این، ائودوکسوس¹⁰ از شاگردان افلاطون کسی بود که برای کنیدوس¹¹ قانونگذاری نمود، همانطور که ارسطو برای استاگیرا این کار را کرد.
این گزارشات نشان میدهد آکادمی افلاطون اثرگذاری سیاسی را بخشی از رسالت خود میدید و به عنوان بخشی از پولیس یونانی در قلمروی قدرت و سیاست ورود پیدا میکرد. غیر از این گزارشات، حضور سهباره افلاطون در سیراکوز¹² نقش سیاسی افلاطون را برجسته مینماید. گزارشات مطروحۀ بالا مربوط به اواخر عمر افلاطون است که احتمالاً پس از سفر به سیراکوز اتفاق افتادند. دانشورانی که تجربۀ سیراکوز را به عنوان نقطۀ عطف سرخوردگی افلاطون از سیاست نشان میدهند، نگارش نوامیس¹³ در اواخر عمر افلاطون و همچنین گزارشهایی که از پلوتارخ دربارۀ نقش سیاسی برخی از اعضای آکادمی ارائه شده است، نشان میدهد که نمیتوان از کنارهگیری افلاطون از حوزۀ قدرت دفاع کرد؛ بلکه این شواهد نشان میدهند پس از سفرهای افلاطون به سیراکوز، نقش افلاطون در حوزۀ سیاسی ادامه یافته است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
¹ Καλλίπολις / Kallipolis ² Ἀκαδημία / Akadēmia ³ Πλούταρχος / Ploutarchos ⁴ Ἀριστονομένης / Aristonomenēs ⁵ Ἀρκάδες / Arkades ⁶ Φορμίων / Phormion ⁷ Ἐλέα / Elea ⁸ Μένδης / Mendeis ⁹ Πύρρα / Pyrrha ¹⁰ Εὔδοξος / Eudoxos ¹¹ Κνίδος / Knidos ¹² Συρακοῦσαι / Syrakousai ¹³ Νόμοι / Nomoi