کیهانشناسی غُنوصی
گرچه کیهانشناسی غنوصی تفاوتهایی جزئی در متون مختلف دارد، اما میتوان کیهانشناسی واحدی از آن را تشریح کرد. ساختار کیهانشناسی غنوصی اساساً ثنوی است و میان عالم متعالی و عالم مادی شکافی عمیق قائل است. ابتدا خدای ناشناختنی را داریم که نخستین تجلی او اصل مؤنثی به نام باربلو¹ است که سرآغاز پدیدآمدن پلروما² یا قلمرو الهی است. در این قلمرو موجوداتی از جنس نور به نام آیونها³ وجود دارند که به صورت جفتهای مذکر و مؤنث ترتیب یافتهاند. سوفیا⁴، که از واپسین مراتب آیونهاست، بدون مشارکت جفت خود از نظم پلروما فاصله میگیرد و بنابر روایت سِثی، موجودی به نام دمیورگوس⁵ (یالدابائوث⁶) پدید میآید که از عالم متعالی بیخبر است. در روایت والنتینی، پس از فاصله گرفتن سوفیا از پلروما، موجودی به نام سوفیای سفلی یا آخاموت⁷ پدید میآید و سپس دمیورگوس از آخاموت نشأت میگیرد. دمیورگوس از سر جهل خود را خدای یگانه میپندارد و جهان مادی و فرمانروایان آن، یعنی آرخونها⁸، را میآفریند. انسان در این عالم مادی اخگری الهی⁹ در خود دارد که اگر بتواند از طریق شناخت یا گنوسیس¹⁰ به خدای نور نائل آید، از اسارت جهان مادی رهایی یافته و به پلروما بازمیگردد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
¹ Barbelo (Βαρβηλώ) ² Pleroma (Πλήρωμα) ³ Aeon (Αἰών / Αἰῶνες) ⁴ Sophia (Σοφία) ⁵ Demiurge (Δημιουργός) ⁶ Yaldabaoth (Ἰαλδαβαώθ) ⁷ Achamoth (Ἀχαμώθ) ⁸ Archons (Ἄρχοντες) ⁹ Divine Spark ¹⁰ Gnosis (Γνῶσις)